تاريخ : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
یه مبل ماساژور دیدم به مسئولش میگم: اینا مبل ماساژوره؟! گفت: پ نه پ .... چهار پایه مادربزرگه وصل شدیم اینترنت آپدیتش کردیم!!!
تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
به استاد میگم: خیس عرق شدم. میگه گرمته؟! میگم: پ ن... پرید تو حرفم و گفت: اگه جرعت داری بگو پ نه پ... گفتم پنجره رو باز کنم؟ استاد کلی خوشحال شد و گفت: کم کم داری آدم میشی. گفتم: پ نه پ... انتظار داشتی کم کم گوریل بشم؟!!!!
تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
رفتیم رستوران... میگم 2 تا جوجه لطفا. میگه: جوجه کباب؟! میگم: پ نه پ ... از این جوجه رنگی ها... یه قرمز بدین یه سبز!!!

تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
داشتم میرفتم بیرون... گفتم: خداحافظ. مامانم گفت: میری بیرون؟! گفتم : پ نه پ ... دارم میام تو!!!



