خشایارشا پس از بیست سال سلطنت، توسط یک خواجه به نام میارا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده بودند، ر خوابگاه خویش کشته شد.

هخامنشی بود. وی در سال 522 پ.م با به کمک تعدادی از رؤسای هفت
خانواده اشرافی پارسی با کشتن گئومات مغ بر تخت نشست. پس از آن به فرو نشاندن شورش های داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین هایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می داد. مقبره او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتون در زمان اوست. پس از جهانگیری کوروش و کمبوجیه سراسر آسیا مگر عربستان جزو قلمرو او محسوب می گردید.
هرودوت و کتزیاس می نویسند که مرگ در اثر تصادف اما به دست خویش روی داده است. قول داریوش هم که در بیستون می گوید «به مرگ خود، مرد» در حال که خود کشی را نفی می کند، مرگ طبیعی را هم تقریبا انکار می کند. به احتمال قوی، وقوع حادثه ای که مسبب آن خود کمبوجیه بوده، عامل مرگ او بوده است. کمبوجیه از خو فرزندی باقی نگذاشت.
اخلاق تند و غرور فوق العاده کمبوجیه، او را وامی داشت تا به اقوام تابع، به چشم بندگان خویش بنگرد، همین ناچار برادرش بردیا را، در انظار از او محبوب تر می کرد.
بردیا حکومت بعضی از ایالات شرقی ایران مثل خوارزم و باختر و پارت کرمان را داشت و چون طرف توجه مردم شده بود، کمبوجیه او را رقیب خود دانسته، طبق روایت داریوش بزرگ در کتیبه بیستئم او را مخفیانه کشت. کمبوجیه قتل برادر را مثل رازی که جز چند تن از نزدیکاننش بدان واقف نشدند، از جمله یک کغ که ذهن پادشاه را بر ضد برادرش محسوب ساخت و پس از قتل برادر خود جای او ادعای پادشاهی کرد.
کوروش به جز این دو پسر، دارای سه دختر با نام های آتوسا (به اوستایی هئوتسه به معنی خوش اندام)، رکسانا (روشنک یا به اوستایی رئوخشنه) و آرتیستونه (آرتوستونه) بود. آتوسا بعد ها با داریوش بزرگ ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.
اینکه چه وقایعی روی داده که پارس ها عیلام را تسخیر نموده و شاخه ای از سلسله هخامنشی را در آنجا برقرار کرده اند، معلوم نیست. احتمال می رود که پس از آنکه آشور بنی پال در سال 645 پیش از میلاد، دولت عیلام را منقرض کرد، پارسی ها از فرصتی که در اثر جنگ بین آشور و ماد بدست آمده بود، استفاده کرده، پادشاهی جدیدی را در انشان تاسیس کرده باشند.
هخامنش سر سلسله این دودمان است که در حدود 700 سال پیش از میلاد، میزیسته است. پس از مرگ او، فرزندش چاایش پیش به حکومت پارس و انشلن (انزان) رسید. بعد از فوت او سلسله هخامنشی دوشاخه شده و کوروش یکم شاه انشان و عیلام و آریارامن شاه پارس شد. سپس پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و عیلام و ارسام شاه پارس، بعد از آن ها حکومت کردند.
کمبوجیه یکم یا شاهدخت ماندانا، دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد، ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.
منشور حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش دوم (بزرگ) لوحی از گل پخته است که در سال 538 پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی پادشاه و بنیان گذار شاهنشاهی نگاشته شده اشت. نیمه نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمه پایانی آن سخنان و دستورهای کوروش به زبانی و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده است. این استوانه در سال 1258 خورشیدی / 1879 میلادی در نیایشگاه اِسَگیله ( معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می شود. این منشور یکی از بزرگتریم نشانه های روحیه بردباری در فرهنگ ایرانی است.

نخستین پادشاه و بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی بود.او به
مدت سی سال (559 تا 529 پ.م)بر ایران سلطنت کرد. درباره کوروش تمام مورخین توافق دارند که شاهی بود با عزم، عاقل و رئوف که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می شد بر خلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود. جنگ و بوی خون او را بر خلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را به خوبی نشان می دهد. با پادشاهان مغلوب به اندازه ای مهربانی می کرد که آنها دوست کوروش شده و در مواقع مشکل به او یاری می نمودند. با مذهب و اعتقادات مردم کاری نداشت بلکه برای جذب قلوب ملل آداب مذهبی آنها را محترم می داشت. شهرها و ممالکی که در تحت تسلط او در می آمدند، هیچ گاه معرض قتل و غارت واقع نمی شدند.
