
در اوستا به درفشی به شکل گاو بالدار (درفشا) اشاره شده است. پرچم دوران هخامنشی به احتمال زیاد عقابی با بال های گشوده با قرص خورشیدی پشت سر عقاب (شهباز) بوده است. در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می شد که به خورشید مزین بوده است. دسته های هزار تایی ارتش اشکانیان نیز دارای پرچمی ابریشمی مزین به اژدها بودند. در کتیبه های سنگی دوران ساسانی نقش چهار پرچم را می توان یافت. یکی در بیستون مربوط به شاپور دوم است که پرچم ترسیم شده گشوده نمی باشد. سه پرچم دیگر نیز در نقش رستم حک شده است. یکی متعلق به هرمز دوم منقش به چلیپای (صلیب) افقی که دارای سه دنباله آویزان است. در نقش مربوط به هبرام دوم در بالای سر نیزه بهرام حلقه ای دیده می شد که دو پارچه از آن آویزان است که دارای خطوط عرضی می باشند و منگوله های نیز به آنها متصل می باشند. در نقش شاپور دوم در نقش رستم، پرچم دارای یک چلیپا و منگوله هایی آویزان سه گوی راه راه مشابه گوی موجود در تاج پادشاهان ساسانی می باشند. بنا به گفته کاوه فرخ منبع عمده ما از نشان های اشراف دوره ساسانی و درفشهای دوره ساسانی هجده مهر مربوط به دوره ساسانی است که در اطراف دریاچه آرال پیدا شده است و همچنین کتیبه های ساسانی و پاره ای اشارات منابع رومی اطلاعاتی در این زمینه به ما می دهند.
پرچم دوران هخامنشی به احتمال زیاد عقابی با بال های گشوده با قرص خورشیدی در پشت سر عقاب بوده است و در زمان اشکانیان پرچمی استفاده می شد که به خورشید مزین بوده است. منبع عمده ما از نشانه های اشراف دوره ساسانی و درفش های روزگار ساسانی، کتاب شاهنامه و منابع اسلامی می باشد. هکچنین تعداد هجده مُهر مربوط به دوره ساسانی که در اطراف دریاچه خوارزم پیدا شده است و سنگ نوشته های ساسانی و پاره ای اشارات موجود در منابع رومی آگاهی هایی در این زمینه به ما می دهند. در سده های آغازین پس از اسلام رنگ سیاه رنگ خلفای عباسی و پیروان و طرفداران آنها بوده و رنگ های سبز و سفید نیز رنگ مورد علاقه در پرچم های مخالفان عباسی مانند، علویان، فاطمیان مصر و شورشیان ایرانی بوده است. از حدود قرن 9 هجری (پانزده میلادی) نشان شیر و خورشید نشان محبوبی در پرچم های ایران بوده است. این نشان در دوره های مختلف و نزد سلسله های شاهی مختلف به صورت های متفاوتی تعبیر شده است. این نشان در ابتدا تنها نماد ستاره بینی بود نه پادشاهیی، ولی بعد ها تعبیری اسلامی- شیعی پیدا نمود.
تعبیرهای ملی گرایانه و سلطنتی از این نشان بعدها در دوران های قاجار و پهلوی به این نشان داده شد. در زمان فتحعلی شاه قاچار شمشیری به دست شیر داده می شود و استفاده از این نشان تا انقلاب 1357 ادامه می کند. نشان شیر و خورشید بعد از انقلاب 1357 با نشان جمهوری اسلامی جایگزین می گردد.


پرنده هما در اسطوره های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه اش بر سر هر کسی بیافتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت مروف شده است.
در افسانه های ایران مثل ققنوس در اساطیر مصر و یونان صاحب کرامت است. هما در ادبیات ایران به عنوان نماد سعادت است و برعکس جغد که نماد شوم است البته هما می تواند پرنده ای افسانه ای و اساطیری باشد در قصه ها و مثل های ایرانی از هما به عنوان پرنده ای استخوان خوار و بی آزار یاد شده است.
در خرابه های تخت جمشید که پایتخت هخامنشیان بوده، دو مجسمه سنگی از هما پیدا شده است. این نشان می دهد که هما در زمان ایران باستان نیز پرنده سعادت بوده است.
جایگاه در ادبیات فارسی
هما (همای) جایگاه برجسته ای در ادبیات ایران داشته است. در سرود های بسیاری از شاعران از هما به عنوان پرنده خوشبختی و سعادت یاد شده است. در ادبیات فارسی او را نماد فرّ و شکوه دانند و به شگون نیک گیرند. همچنین آمده است: «مرغی است که او را مبارک دارند و چون پیدا شود به تفال در زیر سایه او روند».
نقش این پرنده در کنده کاری ها و برخی از سر ستون های پارسه (تخت جمشید) نیز پیداست. هواپیمایی ملی ایران با بکارگیری ایهام نام هما و نیز نماد هما به بهترین شکل چه به در تعبیر پرنده سعادت و چه در استفاده از حروف کوتاه شده برای نامش برای این باور فرهنگ عامه را با فعالیت تجاری خود پیوند زده بود. در نشان کنونی باشگاه پرسپولیس هم نمادی از سر این پرنده به کار گرفته شده است.




نشان پیکر بالدار که در دیدگاه متداول باستان شناسان و ایران شناسان، نگاره اهورامزدا شناخته می شود، گاه به نماد فروهر هم اطلاق می شود. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاور میانه و در تمدن مصر، سوریه، و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فروهر اقتباسی از آن است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فروهر به قرن نوزدهم میلادی بر می گردد و مدرکی دال بر این که این ماد وابسته به دین زرتشتی باشد وجود تدارد. دانشمندان همواره در موورد نماد فروهر اختلاف نظر داشته اند. بسیاری از نوشته های علمی، این نماد را اهورا مزدا می دانند. اما در دین زرتشت، اهورا مزدا انتزاعی است و هیچ تصویری برای او قائل نیستند. تصویر انسانی بالای نماد بالدار، هیچ هویت خاصی ندارد و هیچ مدرکی هم دال بر این که تصویر زرتشت باشده، موجود نیست.
ریشه شناسی
هارلد بیلی، زبان شناسی زبان های ایرانی ریشه این واژه را از ریشه ایرانی var (پوشش، محافظت) و fra (پس راندن) می داند و معنی اصلی اولیه واژه فروهر را «دلاوریِ حفاظت کننده» عنوان می کند. این واژه در زبان اوستایی فرَوَشی، در زبان پارسی باستان فرَوَرتی، و در پارسی میانه (زبان پهلوی) فرَوَهر خوانده می شود. در پارسی میانه شکل ای دیگر این واژه به این صورت کاربرد داشته است.
تاریخچه
نخستین نماد فروهر، احتمالا منشا بین النهرینی داشته که با نماد مصری در آشور باستان درهم آمیخته است. هنر آشوری هم این نماد بالدار را با «حمایت الهی» شاه و مردم مرتبط می داند. این نماد هم با پیکر انسانی، نماد آشور، ایزد آشوریان است و در بسیاری از کنده کاری ها و مُهرها به چشم می خورد.
در ایران تا اوایل قرن بیستم، نماد فروهر تنها یک اثر باستانی به شمار می آمد. در سال های 1920 تا 1930 میلادی، دانشمندی زرتشتی به نام جی.ام.اونوالا در مقاله های خود، فروهر را نماد «فره وشی» یعنی روح نگارنده تعالیم زرتشتی معرفی کرد. با انتشار این مقاله ها، زرتشتیان هندی یا پارسیان از میراث باستانی ایرانی شان آگاهی یافتند و استفاده از پیکر بالدار تخت جمشید، به دلیل اهمیت مذهبی و ملی، به عنوان نماد زرتشت آغاز شد. در سال 1928، دانشمندان اوستاشناس هندی، ایراک تاپوروالا، مقاله ای منتشر کرد، مبنی بر این که پیکر بالدار، اهورامزدا یا فرهوشی نیست، بلکه «خورنه» (فرّ پادشاهی) است. در نخستین ده های قرن بیستم، نگاره فروهر وارد آتشکده ها، زیورآلات و نشان انتشاراتی زرتشتی شد و بعد از قرن ها، اعتقاد باستانی زرتشتی و نماد استانداردی یافت.

هر پاره ای از نگاره ی فروهر یاد آور اهمیت و مسئولیت فروهر در زندگی است:
1. سر: سر فروهر به صورت مردی سالخورده است تا با دیدن آن به یاد بیاوریم که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می کند.
2. دست ها: دست های فروهر به طرف بالاست به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.
در دست فروهر حلقه ای وجود دارد که آن را نشانه احترام به عهد و پیمان می دانند.
3. بال ها: بال های فروهر باز است. چون با دیدن بال های باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز فورا به یاد می آورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی می کند.
همچنین هر بال خود دارای سه بخش است. که نشانه ی اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده و با دیدن این سه بخش آگاه می شویم که هر گونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به وسیله ی اندیشه و گفتار و کردار نیک انجام شود.
4. دایره میان شکل: دایره خطی است منحنی که از هر نقطه آن شروع کنیم باز به همان نقطه باز خواهیم رسید. منظور از این دایره در میان فروهر، نشان دادن روزگار بی پایان است. به این معنی که هر عمل و کرداری که در زندگی (روی دایره) صورت گیرد نتیجه آن در همین دنیا متوجه انسان است و اثر آن باقی خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دایره خواهد رسید). و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن را برخوردار خواهد شد.
5. دامن: دامن فروهر از سه قسمت به وجود آمده که نشانه اندیشه و گفتار و کردار بد است. از مشاهده این سه بخش در می یابیم که همواره باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیر افکنده، پست و زبون سازیم.(همان طور که دامن در زیر قرار دارد)
6. دو رشته آویخته: این دو رشته نشانه ی سپنتمینو (مینوی خوب) و انگره مینو(مینوی بد) است که همیشه ممکن است در اندیشه انسان ضاهر شوند. وظیفه هر زرتشتی این است که خوبی را در اندیشه خود قرار داده و بدی را از آن دور کند (نیک بیندیشد).

