جنگ سالامیس سومین جنگ از دومین دوره جنگ های ایران و یونان است. سری دوم جنگها شامل هفت جنگ بود و از سال 480 تا 479 ق.م بین خشایارشا و دول یونانی رخ داد. پس از سقوط آتن به دست خشایارشا برخی از فرماندهان یونانی به جای بردباری و ادامه مذاکرات جاری کشتی ها را آماده حرکت به قسط فرار فوری کردند.
عده ای نیز در تنگه سالامیس مانده و اعلام کردند از تنگه دفاع خواهند کرد.
تمیستوکل پیشنهاد ماندن و نبرد در تنگه سالامیس را مطرح کرد . گفت نبرد در محلی تنگ و محدود به نفع ما خواهد بود و در پهنای دریا به سود دشمن. همچنین جزیره سالامیس که زن و فرزندان خود را به آنجا برده ایم تحت مراقبت خواهد بود.
عده ای معتقد بودند این کار بیهوده است که برای دفاع گوشه ای از کشوری جانبازی کنند که قلبش آتن هم اکنون در دست دشمن است.
در آن هنگام تمیستوکل که تهدید این دو دسته را جدی دید، آهسته از جلسه بیرون آمد، ماموری را سوار قایق به طرف جهازات ایران فرستاد با دستور لازم که در ورود به مقصد چه بگوید. وی نزد فرماندهان پارسی آمد و گفت: «من از جانب فرمانده آتنی که خیر خواه پادشاه و طالب فتح شماست پیامی سری دارم. او دستور داد به اطلاع شما برسانم که ترس و واهمه، یونانی ها را عاجز ساخته در نظر دارند همین که هوا تاریک شود راه فرار در پیش گیرند. اکنون باید کاری کنید که آنها از چنگ شما بیرون نروند و اگر بیدرنگ بر ایشان نتازید، فرصتی بسیار گران بها را برای پیروزی از دست خواهید داد. در حال حاضر ایشان به خون هم تشنه اند و ضد شما برنخواهند خاست؛ بلکه خواهید دید که عملا طرفداران پادشاه، کار دیگران را خواهند ساخت.»
پارسیان حرفش را باور کردند و فرمان آماده باش جهازات صادر شد.
یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند و لذا گفتند یا باید در همین جا مقاومت کنیم یا نابود شویم و این همان چیزی بود که تمیستوکلس می خواست. نیروی دریایی ایران بر خلاف کشتی های یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند، به دلیل تنگی جا به طور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتی های ایران نابود شد و از این رو سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد. یونانیان که ابتدا متوجه پیروزی خود نشده بودند، صبح روز بعد با شگفتی دیدند که از کشتی های ایرانی خبری نیست! تمیستوکلس بعد از این پیروزی گفت:«حسادت خدایان نخواسته که یک شاه واحد بر آسیا و اروپا حکمرانی کند».
