تاريخ : پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
سرو کله مغول های خون خوار از کجا پیدا شد؟
ارتش مغول ها در اوایل سده سیزدهم قدرت برتر آسیا بودندو مردم قاره کهن از شنیدن نام آنها بر خود می لرزیدند. آنها به رهبری چنگیزخان از سرزمین خود در شمال شرق آسیا به حرکت در آمدند و همه ی کشورهای سرراهشان را نابود کردند؛ شهرهایی که مقاومت کردند، هم در نهایت تسخیر و مردمانش قتل عام شدند.
آنها از چین و عراق و کوه های قفقاز را زیر هجوم وحشیانه خود گرفتند و در هر میدانی که جنگیدند، پیروز شدند. اما این قوم که بودند و چطور زندگی می کردند؟
مغول ها صحرانشینان پر طاقت بودند که به زندگی در آب و هئای بسیار خشن عادت داشتند. این سربازان با مهارت در بکارگیری تیر، نیزه و تبر های جنگی و تاکتیک های غیر قابل پیش بینی و حیله های جنگی برای تضیف روحیه دشمنان می جنگیدند. آنان از منجنیق و تونل های زیر زمینی برای ویران ساختن محکم ترین باروها استفاده می کردند. با پخش شدن اخبار تهاجمات مغول ها در سراسر آسیا، ارتش ها می گریختند یا پیش از آنکه جنگی آغاز شود، به راحتی اسلح خود را روی زمین می گذاشتند.
با رهبری چنگیز خان، مغول ها خود را از جماعتی پراکنده و بسیار فقیر، بدون هیچ گونه صنعت یا کشاورزی، به ترسناک ترین مردم روی زمین بدل کردند. آنها چین شمالی، آسای مرکزی، بغداد و امیر نشین های روشیه را فتح کردند و حتی پس از مرگ چنگیز خان به وحشی گری شان ادامه دادند.
آنها بعد از چنگیز دسته جمعی به لهستان هجوم بردند و سپس تا مجارستان پیش رفتند و در آنجا سپاهیان شاه بلای چهارم را در هم شکستند. آنها بعد از عقب راندن این شاه تا کرانه های دریای آدریاتیک، حرکت خود را به سوی دروازه های وین، پایتخت خاندان پادشاهی هاپسبورگ، ادامه دادند.
برای کسانی که طعم تلخ هجوم مغول ها را کشیده بودند آنها مثل فرستادگانی از جهنم به نظر می آمدند که به ندرت به شهرنشانان، از جمله زنان و کودکان، پیشه وران و اهل حرفه، اشراف و شاهان، ترحمی نشان می دادند.
با این همه، گونه ای تمدن مغولی بر پایه اسطوره و سنت شفاهی وجو داشت. مغولان خود را از شکارجیان جنگل نشین به رمه داران صحرا گرد تغییر داده بودند که با تغییر فصل جابه جا می شدند و به عشیره های کوچک و مستقل تقسیم شده بودند. اقوام تسخیر شدن به این شیوه زندگی سازگاری نشان ندادند؛ اما بعد از پایان تهاجمات مغول، از یک دوره ثبات و امنیت بهره مند شدند. مغول ها با امن کردن جاده های تجاری که در گذشته خطرناک بود؛ به ترویج بازرگانی پرداختند و ارتباط میان آسیای شرقی و خاورمیانه را برقرار کردند. آنان نسبت به ادیان و فلسفه ها تسامح نشان دادند و دانشمندان و صنعتگران بیگانه را به خدمت گرفتند. این گونه کارها در قلمرو مغول ها، از بسیاری جهات متاثر از چنگیزخان و برداشت او از نوعی نظم جهانی جدید و بهتر بود.
ارتش مغول ها در اوایل سده سیزدهم قدرت برتر آسیا بودندو مردم قاره کهن از شنیدن نام آنها بر خود می لرزیدند. آنها به رهبری چنگیزخان از سرزمین خود در شمال شرق آسیا به حرکت در آمدند و همه ی کشورهای سرراهشان را نابود کردند؛ شهرهایی که مقاومت کردند، هم در نهایت تسخیر و مردمانش قتل عام شدند.
آنها از چین و عراق و کوه های قفقاز را زیر هجوم وحشیانه خود گرفتند و در هر میدانی که جنگیدند، پیروز شدند. اما این قوم که بودند و چطور زندگی می کردند؟
مغول ها صحرانشینان پر طاقت بودند که به زندگی در آب و هئای بسیار خشن عادت داشتند. این سربازان با مهارت در بکارگیری تیر، نیزه و تبر های جنگی و تاکتیک های غیر قابل پیش بینی و حیله های جنگی برای تضیف روحیه دشمنان می جنگیدند. آنان از منجنیق و تونل های زیر زمینی برای ویران ساختن محکم ترین باروها استفاده می کردند. با پخش شدن اخبار تهاجمات مغول ها در سراسر آسیا، ارتش ها می گریختند یا پیش از آنکه جنگی آغاز شود، به راحتی اسلح خود را روی زمین می گذاشتند.
با رهبری چنگیز خان، مغول ها خود را از جماعتی پراکنده و بسیار فقیر، بدون هیچ گونه صنعت یا کشاورزی، به ترسناک ترین مردم روی زمین بدل کردند. آنها چین شمالی، آسای مرکزی، بغداد و امیر نشین های روشیه را فتح کردند و حتی پس از مرگ چنگیز خان به وحشی گری شان ادامه دادند.
آنها بعد از چنگیز دسته جمعی به لهستان هجوم بردند و سپس تا مجارستان پیش رفتند و در آنجا سپاهیان شاه بلای چهارم را در هم شکستند. آنها بعد از عقب راندن این شاه تا کرانه های دریای آدریاتیک، حرکت خود را به سوی دروازه های وین، پایتخت خاندان پادشاهی هاپسبورگ، ادامه دادند.
برای کسانی که طعم تلخ هجوم مغول ها را کشیده بودند آنها مثل فرستادگانی از جهنم به نظر می آمدند که به ندرت به شهرنشانان، از جمله زنان و کودکان، پیشه وران و اهل حرفه، اشراف و شاهان، ترحمی نشان می دادند.
با این همه، گونه ای تمدن مغولی بر پایه اسطوره و سنت شفاهی وجو داشت. مغولان خود را از شکارجیان جنگل نشین به رمه داران صحرا گرد تغییر داده بودند که با تغییر فصل جابه جا می شدند و به عشیره های کوچک و مستقل تقسیم شده بودند. اقوام تسخیر شدن به این شیوه زندگی سازگاری نشان ندادند؛ اما بعد از پایان تهاجمات مغول، از یک دوره ثبات و امنیت بهره مند شدند. مغول ها با امن کردن جاده های تجاری که در گذشته خطرناک بود؛ به ترویج بازرگانی پرداختند و ارتباط میان آسیای شرقی و خاورمیانه را برقرار کردند. آنان نسبت به ادیان و فلسفه ها تسامح نشان دادند و دانشمندان و صنعتگران بیگانه را به خدمت گرفتند. این گونه کارها در قلمرو مغول ها، از بسیاری جهات متاثر از چنگیزخان و برداشت او از نوعی نظم جهانی جدید و بهتر بود.
