تاريخ : پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
تاریخ زندگی طولانی به صورت صحرانشینی و سرنوشتی که بر اثر شرایط محیطی دشوار تعیین می شد، مغول ها را به پذیرفت دیدگاه جبرگرایانه واداشته بود. سربازان مغول با آمادگی از جان خود در میدان های نبرد می گذشتند، در قوانین آنها برای بسیاری از جرائم سزای مرگ پیش بینی شده بود و خا ن ها و سردارانشان برای قتل عام کل شهرها شهرت داشتند. زندگی در میان مغول ها پشیزی ارزش نداشت؛ حتی وقتی که چنگیزخان امپراطوری بزرگی را تاسیس کرد و دربار مغول از باج و خراج ثروتمند شد. چنگیزخان اداره و قانون خود را بر پیروانش و سرزمین های گشوده شده تحمیل مرد، اما دین خود را تحمیل نکرد. این تسامح مذهبی به مسلملنان، مسیحیان، بوداییان و طبیعت پرستان محلی اجازه داد تا در مغولستان و سراسر قلمرو امپراطوری مغول بدون هیچ درگیری مذهبی زندگی کنند. هر گروه عبادت گاه خود را داشتند و پیروانشان می توانستد در آنجا آیین ها و مراسم خود را بدون مزاحمت به جای آورند.
اما دین های بیگانه چندان راهی را در میان خانواده های مغول باز نکردند؛ چنگیزخان اگر چه در مورد دین های وارداتی تسامح نشان می داد؛ اما آنها را نمی پذیرفت و با آنکه به مردان مقدس بیگانه آزادی کامل داد، از آنان پیروی نمی کرد؛ مفول ها، تنگری، الهه آسمان را می پرستیدند و از آموزش های شمن های سنتی خود پیروی می کردند. آنها به چنگیزخان به چشم یک شمن بزرگ، مردی که از سوی آسمان با یک تقدیر خوب تقدیس شده است و اختیار فرمانروایی بر مردم خود را دارد،می نگریستند و بی چون و چرا دستورات او را می پذیرفتند.
اما دین های بیگانه چندان راهی را در میان خانواده های مغول باز نکردند؛ چنگیزخان اگر چه در مورد دین های وارداتی تسامح نشان می داد؛ اما آنها را نمی پذیرفت و با آنکه به مردان مقدس بیگانه آزادی کامل داد، از آنان پیروی نمی کرد؛ مفول ها، تنگری، الهه آسمان را می پرستیدند و از آموزش های شمن های سنتی خود پیروی می کردند. آنها به چنگیزخان به چشم یک شمن بزرگ، مردی که از سوی آسمان با یک تقدیر خوب تقدیس شده است و اختیار فرمانروایی بر مردم خود را دارد،می نگریستند و بی چون و چرا دستورات او را می پذیرفتند.
