بنا به گفته علمای انساب، فاطمه نخستین زن هاشمی که به ازدواج مردی هاشمی درآمده و صاحب فرزند شده است.
این بانو را یازدهمین بانویی گفته اند که اسلام آورده و حضرت رسول(ص) بر جنازه او نماز خواند و فرمود که پس از ابوطالب هیچ کس با من بیشتر از او نیکی نکرده است.
در کیفیت ولادت آن جناب روایت بسیار وارد شده و آنچه در سندهای بسیار وارد شده این است: روزی عیاس بن عبدالمطلب با یزید بن قُعنب و گروهی از بنی هاشم و جماعتی از قبیله بنی عزّی در برابر خانه«کعبه» نشسته بودند که ناگهان فاطمه دختر اسد در حالی که حضرت امیرالمومنین(ع) را نُه ماه آبستن و درد زاییدن گرفته بود،وارد مسجد شد.سپس در برابر خانه کعبه ایستاد و نگاهی به آسمان افکند و گفت :«پروردگارا، من به تو و به هر پیامبر و رسولی که فرستاده ای و به هر کتابی که نازل کرده ای،ایمان آورده ام و گفته ام جدم،ابراهیم خلیل را که خانه کعبه را بنا نموده، تصدیق کرده ام. پس از تو می خواهم به حق این خانه و به حق آن کسی که این خانه را بنا کرده و به حق این فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با سخن گفتن خود مونس من شده و یقین دارم که او یکی از نشانه های جلال و عظمت توست، ولادت او را بر من آسان گردان.
عباس و یزید بن قعنب گفتند: وقتی فاطمه این دعا را تمام کرد، دیدم که دیوار عقب خانه کعبه شکافته شد؛ فاطمه از آن شکاف به داخل خانه کعبه رفت و از چشم های ما پنهان شد؛ سپس شکاف دیوار به اذن خدا به هم پیوست و ما خواستیم که در خانه کعبه را بگشاییم؛ هر چه سعی کردیم در باز نشد؛ فهمیدیم که این امر از سوی خداوند اتفاق افتاده است و فاطمه سه روز در درون خانه کعبه ماند تا اینکه روز چهارم رسید.پس همان قسمت از دیوار کعبه که شکافته شده بود،برای بار دوم شکافته شد و فاطمه دختر اسد در حالی که فرزند خود علی بن ابی طالب(ع) را در بغل داشت از خانه خدا بیرون آمد و می گفت: ای مردم؛ به درستی که حق تعالی مرا از میان خلق خود برگزید و مرا بر زنان برگزیده که قبل از من بوده اند، برتری بخشید؛زیرا که حق تعالی آسیه دختر مزاحم را برگزید و او حق تعالی را پنهانی در خانه فرعون عبادت کرد و مریم دختر عمران را برگزید و ولادت حضرت عیسی (ع) را بر او آسان کرد و در بیابان نخل خشکیده را تکان داد و رطب تازه برای او ریخت، و حق تعالی مرا بر هر دو آنها و نیز بر همه ی زنان عالمیان که پیش از من در گذشته بودند؛ برتری داد؛زیرا که من در میان خانه برگزیده او،فرزندی آورده ام و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از میوه ها و طعام بهشتی خوردم.
وقتی خواستم بیرون بیایم و فرزند برگزیده من روی دستم بود؛ هاتفی از غیب به من ندا کرد: ای فاطمه؛ این فرزند بزرگوار را «علی» نام گذار، به درستی که منم خداوند علیّ اَعلی و او را از قدرت، عزت و جلال خود آفریده ام و بهره کامل از عدالت خویش به او بخشیده ام و نام او را از نام مقدس خود گرفته ام و او را به آداب خجسته خود، تادیب نموده ام و امور خود را به او تفویض و او را بر علوم پنهانی خود مطلع کرده ام و او در خانه محترم من متولد شده است و اولین کسی است که در خانه من اذان خواهد گفت و بت ها را خواهد شکست و آنها را از بالای کعبه به پایین خواهد انداخت و مرا به عظمت،مجد، بزرگواری و یگانگی یاد خواهد کرد و اوست امام و پیشوا بعد از حبیب من و برگزیده از همه خلق من، محمد(ص) رسول من است و او وصی او خواهد بود. خوشا به حال کسی که او را دوست دارد و اورا یاری کند و وای بر حال کسی که فرمان او را نبرد و او را یاری نکند و حق او را انکار کند.
می گویند کسی پیش از آن حضرت و پس از ایشان در خانه کعبه متولد نشده است.
