در این حال مردی نزدیک شد و شمشیری حواله سر شیر کرد و آن را کشت. فامیل های آن سه مرد به در خانه مرد اولی که در گودال افتاد بود رفته و به بازمانده او گفتند که دیه آن سه مرد را که صاحب شما سبب هلاکت آنها شده باید بدهید. چون اگر صاحب شما نبود، آن سه نفر هلاک نمی شدند.
اهل و قبیله مرد اولی گفتند که صاحب کا باعث هلاکت یک نفر بیشتر نشده است و ما دیه یک نفر را می دهیم، نه دیه سه نفر را. کار آنها به اختلاف کشید و کار به دعوا انجامید. در این گیر و دار مردی از آنها فریاد زد که به سوی امیرالمومنین (ع) بیایید تا در میان شما قضاوت کند. امیرالمومنین (ع) در نزدیک آنها بود. پس به نزد آن حضرت رفته و جریان را برای ایشان تعریف کردند. آن جناب فرمود: خود را نکشید و با یکدیگر جنگ و کشتار نکنید و حال آنکه رسول خدا (ص) زنده است و من که امیرالمومنین می باشم در میان شما هستم. اگر بخواهید با هم بجنگید، بیشتر از آنچه اختلاف دارید، کشته می شوید. هنگامی که قوم این کلام را از آن حضرت شنیدند، آرام شده و دست از جنگ برداشتند و منتظر شدند که آن حضرت میان ایشان حکم کنند.
امیرالمومنین (ع) فرمود: من در میان شما این حکم می کنم اگر به این حکم راضی شدید، بسیار خوب و اگرنه، نزد رسول خدا بروید تا در میان شما قضاوت کنند. جماعت ناچار راضی شدند. حضرت امر کرد تمامی آن کسانی که در اطراف گودال بودند، حاضر شوند و یک دیه کامل، یک نصف دیه، یک ثلث دیه و یک ربع دیه فراهم کنند، پس یه خانواده مقتول اول ربع دیه، به دومی یک ثلث دیه، و به سومی نصف و به چهارمی دیه کامل بدهند. بعضی از این قضاوت حضرت خشنود و بعضی ناراحت شدند.
حضرت امیرالمومنین (ع) چون ناراحتی بعضی از آنها را مشاهده کرد فرمود: به حکم تمسک یجویید تا رسول خدا را ملاقات کنید و آن حضرت در میان شما قضاوت کند. رسول خدا (ص) در موقع حج در مقام ابراهیم بودکه مردم نزد آن حضرت آمده و ماجرا را برای آن حضرت تعریف کردند؛ حضرت فرمود: من در میان شما حکم می کنم که ان شاالله. در آن حال مردی از قبیله فریاد برداشت که یا رسول الله، علب بن ابی طالب (ع) در میان ما حکم فرموده است.
رسول خدا فرمود: چگونه قضاوت کرد. پس کیفیت قضاوت علی (ع) را برای پیامبر بیان کردند. رسول خدا فرمود: حکم همان است که علی (ع) فرموده است. پس جماعت به حکم آن حضرا راضی شدند.
شیخ مفید روایت می کند که پای اولی لغزیده است و کسی او را هل نداده از این جهت حضرت فرمود او طعمه شیر است و به اهل لو دیه نمی رسد و علاوه باید یک ثلث دیه به وارث دومی که به او چسبیده و سبب هلاکت او شده است بدهد؛ دومی دو ثلث دیه سومی را باید بدهد که به او چسبیده است و سومی تمام دیه چهارمی را باید بدهد، چون او دیگر به کسی نچسبیده بود؛ یعنی اولی را کسی هلاک نکرده و خودش پایش لغزیده و به گودال افتاده و سبب هلاکت سه نفر دیگر شده است. پس دیه به سه قسمت تقسیم می شود و هر کدام از مقتولان مستحق دیه می شوند. بنابر این دومی را یک نفر هلاک کرده ولی خودش دو نفر را کشته باید دو ثلث دیه به وارث سوم بدهد و یک ثلث دیه از وارث اولی بگیرد و وارث سومی تمام دیه را به وارث چهارمی می باید بدهد، چون چهارمی کسی را نکشته که در حقیقت دیه جهارمی به گردن سه نفر اولی مساوی است؛ زیرا هر سه باهم سبب قتل چهارمی شدند.
به روایت شیخ مفید چون این خبر به سول خدا (ص) رسید فرمود: امیرالمومنین در میان شما به قضاوت و حکومت خداوند متعال در فوق عرش خود قضاوت و حکومت کرد.
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
حضرت امام صادق (ع) روایت می کند که حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود: رسول خدا (ص) امیرالمومنین علی (ع) را به یمن فرستاده بود که در آن جا قومی برای شکار کردن شیر گودالی کنده بودند و شیر در آن گودال افتاده بود و مردم برای تماشای آن شیر جمع شده و یکدیگر را برای تماشا هل می دادند که ناگهان پای یکی از آن لغزید چون خواست به گودال بیافتد به دامن کسی که بالای سر آن ایستاده بود چسبید، او هم به دیگری چسبید و این دومی به مرد دیگری و این سومی به مرد دیگر، و هر چا نفر به گودال افتادند و شیر هر چهارتای آنها را کشت.
