تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
در روایت آمده که زنی خود را شبیه کنیزکی درآورد و نزد مردی رفت تا آن مرد با او نزدیکی کند. آن مرد هم به گمان اینکه کنیز اوست با او نزدیکی کرد. چون صبح این مطلب آشکار شد او را نزد عمر آوردند و وی ندانست که چگونه بین آنها حکم کند؛ از این رو کسی را خدمت حضرت امیرالمومنین (ع) فرستاد و از ایشان حکم مسئله را درخواست کرد. حضرت فرمود: مرد را پنهانی و زن را آشکارا حد بزن.
علامه مجلسی بعد از اینکه این روایت را نقل می کند، می فرماید: شاید امر حضرت به حد جاری کردن پنهانی بر مرد این باشد که او زن را شناخته بود، ولی اظهار نکرده و آن را پنهان داشته؛ بنابراین امر به جاری کردن حد در پنهانی بر او کرد.
علامه مجلسی بعد از اینکه این روایت را نقل می کند، می فرماید: شاید امر حضرت به حد جاری کردن پنهانی بر مرد این باشد که او زن را شناخته بود، ولی اظهار نکرده و آن را پنهان داشته؛ بنابراین امر به جاری کردن حد در پنهانی بر او کرد.
