تاريخ : شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
اغلب افراد ( به خصوص افراد مجرد ) تمایل دارتد بدانند که چگونه و کجا باید عشق حقیقی را بیابند. در اینجا پیشنهاد هایی کاربردی و بسیار سودمند را برای دستیابی به یک عشق حقیقی برای شما طرح کرده ایم:
1. باور داشته باشید که می توانید به یک رابطه دراز مدت و مادام العمر دست یابید:
اغلب افراد مجرد در آرزوی داشتن یک رابطه فوق العاده می باشند. اما تعداد معدودی از آنان محقق شدن چنین رابطه ای را باور دارند. برای مجرد ها حتی ملاقات با یک فرد جذاب، سازگار و دلخواه یک امر ممکن قلمداد می گردد. این بسیار حائز اهمیت است که شما به این امر ایمان داشته باشید که؛ آشنایی با یک فرد مناسب و تشکیل یک رابطه دراز مدت و مادام العمر برای شما نیز امکان پذیر است. به خاطر داشته باشید که باور و ایمان نیمی از پیروزی در هر کاری است.
2. فرد مناسب خود را تعریف کنید:
بهترین شیوه برای انجام این کار آنست که بهترین دوستان خود را در نظر گرفته و ویژگی ها و صفاتی را که از نظر شما قابل ستایش می باشند را در آنها شناسایی کنید. شریک زندگی آینده شما می بایست از همان ویژگی ها و صفات اخلاقی برخوردار باشد. اگر از نظر شما ویژگی هایی نظیر بالندگی معنوی، حس شوخ طبعی، مهربانی و یا تحصیلات عالیه تحسین برانگیز می باشند، شریک آینده شما نیز باید از آن خصوصیات برخوردار باشد، و چنانچه شما اعتقادی به وجود چنین فردی ندارید یهتر است به مرحله نخست بازگردید.
3. بیاموزید که چگونه افراد ناشایست و نامناسب حال خود را شناسایی کنید:
این نباید کار دشواری برای شما باشد. فردی که صفات و ویژگی های دلخواه و ارزشمند شما را بروز نمی دهد به عنوان یک شریک تازه نامناسب می باشد. همچنین فردی که تنها در حضور شما رفتارهای خوشایند و خوب از خود به نمایش می گذارد و نه شخص دیگری، یاز برای شما نامناسب می باشد. علاوه بر آن افرادی که در پشبرد رابطه شتاب زده عمل می کنند نیز شایسته برقرای رابطه نیستند. اینگ.نه افراد معمولا سبب دلشکستگی شما می گردند.
4. با افراد ناماسب حال خود رابطه برقرار نکنید.
چنانچه با فردی که فاقدخصوصیات اخلاقی شما می باشد وارد رابطه گردید، تنها ناکامی و اندوه را متوجه خود ساخته اید. زیرا چندی از رابطه شما نخواهد گذشت که شروع به تغییر وی مطابق همان ویژگی های دلخواه خود خواهد کرد. اما شریک شما به طور طبیعی در مقابل این تغییر از خود مقاومت نشان خواهد داد. عدم توانایی وی در برقراری ارتباط و یا گوش دادن به صحبت هایش ما و یا برآورده سازی نیازهایتان موجب می گردد که آنها را به اشتباه نشانه عدم علاقه مندی به خودتان تلقی کنید. اما تنها واقعیت آن است که شما فردی را برگزیده اید که متناسب و برازنده تان نیست.
5. خود را در محیط هایی قرار دهید که فرد مورد نظر شما در آنجا به فعالیت می پردازد:
به فرض اگر در آرزوی برقراری رابطه با یک ورزشکار می باشید؛ قطعا وی را در سینما نمی توانید بیابید و یا چنانچه در جستجوی یک موسیقی دان هستید باید وی را در محافل موسیقی بیابید. بنابراین برای یافتن عشق خود باید از خانه خارج گردید.
6. بر ترس خود از آنکه طرد گردید و یا مجددا تنها بمانید غلبه کنید:
تمام روابط در مقطعی از زمان پایان خواهند یافت. برخی با جدایی، برخی با طلاق و برخی نیز با مرگ. هیچ ضمانتی در زندگی وجود ندارد و عشق نیز از این مسئله مستثنی نمی باشد. هر زمان که شما عاشق فردی می گردید ناخواسته خود را در معرض طرد شدگی و ناکامی قرار می دهید. آخرین باری را که در عشق شکست خوردید بخاطر بیاورید؟
همانگونه که مشاهده می کنید شما دست نخورده باقیمانده و جان سالم بدر برده اید. پس آنقدر هم طرد شدن وحشتناک نیست.
7. از وابستگی بپرهیزید و سعی کنید آزاد زندگی کنید:
به زندگی عادی خود مشغول بوده و منطقی در پی مجذوب ساختن فرد دلخواه خود باشید. افراد مجردی که تمام توان و انرژی خود را معطوف و مجذوب ساختن شریک زندگی دلخواه خود می گردانند، خود را از داشتن یک شریک خوب و مناسب محروم می سازند. همچنین افراد مجردی که از نداشتن یک رابطه و شریک خوب پیوسته محزون و دلسرد می باشند، در عوض آنکه هر وقت خود را در هدر خیال پردازی هایی آرزوهای خود کنند، بهتر است ابتکار عمل را به دست گرفته و برای خودشان زندگی و موقفیت های شگفت انگیزی خلق کنند و با کمی همت به آرزوهای خود رنگ واقعیت بدهند و مطمئن باشید با نشستن و آرزو کردن تنها، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
8. ریسک کنید اما زیرکانه و آگاهانه
از منزل خارج گردید، با افراد جدید ملاقات کرده و باب صحبت را بگشایید و قرار ملاقات بگذارید ( در چهار چوب معیارهای فرهنگی و اسلامی ). شانس و اقبال خود را با این عمل افزایش دهید. ممکن است طرد شوید اما مطمئن باشید ارزش آن را خواهد داشت. یافتن بک عشق حقیقی امری دشوار و زمان بر است هیچ گاه تا زمان دستیابی به آرزوهای تان از پای ننشینید.
عشق حالات متفاوتی دارد. متداول ترین شیوه عشق ورزی در ایران، پدیده عشق القایی است. این عشق بر پایه فاصله فیزیکی بین دو جنس شکل می گیرد. همانگونه که دو آهنربای غیر همنام به صورت قرار گرفت در فاصله مناسب همدیگر را جذب می کنند، هنگامی که زنی با ابراز علاقه مردی روبه رو می شود، این اثر القایی ابراز مرد است که عشق متقابل را در او شکل می دهد.
در واقع زن فارغ از شخصیت مرد، عاشق عشق ورزی او می شود. زن و مرد هر چه به یکدیگر نزدیک تر باشند، احتمال شکل گیری احساس مشترک در آنها بیشتر است. پس از ایجاد شرایط محیطی و نزدیکی بین زن و مرد، یکی از طرفین به دلایلی چون وضعیت روحی و روانی، نوع بینش، شرایط خانوادگی و میزان آگاهی و تجربه در رابطه با جنس مخالف، آمادگی بیشتری برای شکل گیری احساس مشترک داشته و علاقه قلبی خویش را ابراز می کند، به این ترتیب فرایند القای عشق شکل می گیرد.
چنین عشق هایی عمر کوتاهی دارند و با کاهش تعداد و شدت سیگنال های عاطفی، اثر القایی آن نیز ضعیف می شود تا جایی که کینه و نفرت جای احساس قبلی را می گیرد. به این ترتیب پس از زندگی مشترک و عادی شدن رابطه جنسی، عشق نیز مفهوم خود را از دست می دهد. بسیاری از زوج ها در چنین شرایطی ازدواج می کنند و به عات ریشه دار نبودن عشق، در زندگی مشترک خود به بن بست می رسند. جوانان به دلیل شرایط دوران بلوغ و نیاز به جلب توجه و محبت، اهمیت زیادی به عشق در شروع زندگی مشترک می دهند. دختران به طور فطری تمایل دارند روح و جسم خود را تمام، در یک رابطه عمیق عاطفی به همسر خود اهدا کنند. در روابط عشقی، افراد برای جلب توجه، وعده های زیادی به هم داده و تنها بخشی از شخصیت خود را که طرف مقابل از آن خوشش می آید نشان می دهند. دختر و پسر هر زمان که تمایل داشته باشند با هم ارتباط دارند و مجبور نیستند در هر شرایطی یکدیگر را تحمل کنند ( در حالی که پس از ازدواج چنین نیست ). آنها برای رسیدن به هم نقاط ضعف یکدیگر را نادیده می گیرند و از مشکلات صرف نظر می کنند. (از این رابطه ها باید دوری کرد).
جوانان قبل از ازدواج به هزینه های مادی و روانی تشکیل خانواده فکر نمی کنند و تصورات غلطی از یکدیگر دارند آنها تنها پس از شروع زندگی مشترک در شرایطی که به دلیل وعده های رد و بدل شده توقع زیادی از یکدیگر دارند، با شخصیت واقعی هم روبه رو می شوند. آنها در مواجهه با واقعیت های زندگی تمام وعده های گذشته را فراموش می کنند و دچار سرخوردگی می شوند.
کسانی که عاشقند، برای رسیدن به هم خیلی از مسائل را نادیده می گیرند، اما دیگران ( که بدون تب و تاب عاشقی زندگی می کنند) واقع بین هستند و به علت آنکه عشقی وجود ندارد که آنها را وادار به ازدواج در هر شرایطی کند، تمام مسائل را بررسی کرده و با فرد مناسبی ازدواج می کنند.
روابط عشقی با زندگی مشترک متفاوت است. هر کسی را می توان دوست داشت ولی برای شروع زندگی مشترک باید به واقعیت های زندگی توجه کرد. جوانان امروز استقلال لازم را ندارند و از واقعیت های اجتماعی بی خبرند. آنها قبل از ازدواج تنها خنده ها و لحظات خوش یکدیگر را می بینند و توقع دارند در زندگی مشترک نیز وضعیت اینگونه باشد؛ اما پس از رویارویی با ناملایمات زندگی، توان تحمل یکدیگر را ندارند. عشق پدیده ای لحظه ای و آنی است که بعد از ازدواج، کمرنگ می شود. همه ی زندگی مشترک عشق نیست و علاوه بر آن به فهمی، گذشت و ایثار نیاز دارد. به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را یرای تمرین آن فراهم می کند.
بیشتر جونان ایرانی رویا پردازند و توجهی به واقعیت های اجتماعی ندارند. آنها بدون توجه به وضعیت اجتماع، شرایط اقتصادی و غیره و تنها با الهام از داستان ها و فیلم های عشقی ازدواج می کنند و پس از رویارویی با شرلیط دشوار زندگی و مشکلات اقتصادی، در کنار فروکش کردن عشق دوران نامزدی، از هم جدا می شوند.
شکی نیست که عشق لازمه زندگی است و یکی از زیباترین رنگ های خلق شده توسط پروردگار است، پس با شناخت و درک صحیحی از زندگی از به چالش کشیدن عشق خودداری کنیم.
1. باور داشته باشید که می توانید به یک رابطه دراز مدت و مادام العمر دست یابید:
اغلب افراد مجرد در آرزوی داشتن یک رابطه فوق العاده می باشند. اما تعداد معدودی از آنان محقق شدن چنین رابطه ای را باور دارند. برای مجرد ها حتی ملاقات با یک فرد جذاب، سازگار و دلخواه یک امر ممکن قلمداد می گردد. این بسیار حائز اهمیت است که شما به این امر ایمان داشته باشید که؛ آشنایی با یک فرد مناسب و تشکیل یک رابطه دراز مدت و مادام العمر برای شما نیز امکان پذیر است. به خاطر داشته باشید که باور و ایمان نیمی از پیروزی در هر کاری است.
2. فرد مناسب خود را تعریف کنید:
بهترین شیوه برای انجام این کار آنست که بهترین دوستان خود را در نظر گرفته و ویژگی ها و صفاتی را که از نظر شما قابل ستایش می باشند را در آنها شناسایی کنید. شریک زندگی آینده شما می بایست از همان ویژگی ها و صفات اخلاقی برخوردار باشد. اگر از نظر شما ویژگی هایی نظیر بالندگی معنوی، حس شوخ طبعی، مهربانی و یا تحصیلات عالیه تحسین برانگیز می باشند، شریک آینده شما نیز باید از آن خصوصیات برخوردار باشد، و چنانچه شما اعتقادی به وجود چنین فردی ندارید یهتر است به مرحله نخست بازگردید.
3. بیاموزید که چگونه افراد ناشایست و نامناسب حال خود را شناسایی کنید:
این نباید کار دشواری برای شما باشد. فردی که صفات و ویژگی های دلخواه و ارزشمند شما را بروز نمی دهد به عنوان یک شریک تازه نامناسب می باشد. همچنین فردی که تنها در حضور شما رفتارهای خوشایند و خوب از خود به نمایش می گذارد و نه شخص دیگری، یاز برای شما نامناسب می باشد. علاوه بر آن افرادی که در پشبرد رابطه شتاب زده عمل می کنند نیز شایسته برقرای رابطه نیستند. اینگ.نه افراد معمولا سبب دلشکستگی شما می گردند.
4. با افراد ناماسب حال خود رابطه برقرار نکنید.
چنانچه با فردی که فاقدخصوصیات اخلاقی شما می باشد وارد رابطه گردید، تنها ناکامی و اندوه را متوجه خود ساخته اید. زیرا چندی از رابطه شما نخواهد گذشت که شروع به تغییر وی مطابق همان ویژگی های دلخواه خود خواهد کرد. اما شریک شما به طور طبیعی در مقابل این تغییر از خود مقاومت نشان خواهد داد. عدم توانایی وی در برقراری ارتباط و یا گوش دادن به صحبت هایش ما و یا برآورده سازی نیازهایتان موجب می گردد که آنها را به اشتباه نشانه عدم علاقه مندی به خودتان تلقی کنید. اما تنها واقعیت آن است که شما فردی را برگزیده اید که متناسب و برازنده تان نیست.
5. خود را در محیط هایی قرار دهید که فرد مورد نظر شما در آنجا به فعالیت می پردازد:
به فرض اگر در آرزوی برقراری رابطه با یک ورزشکار می باشید؛ قطعا وی را در سینما نمی توانید بیابید و یا چنانچه در جستجوی یک موسیقی دان هستید باید وی را در محافل موسیقی بیابید. بنابراین برای یافتن عشق خود باید از خانه خارج گردید.
6. بر ترس خود از آنکه طرد گردید و یا مجددا تنها بمانید غلبه کنید:
تمام روابط در مقطعی از زمان پایان خواهند یافت. برخی با جدایی، برخی با طلاق و برخی نیز با مرگ. هیچ ضمانتی در زندگی وجود ندارد و عشق نیز از این مسئله مستثنی نمی باشد. هر زمان که شما عاشق فردی می گردید ناخواسته خود را در معرض طرد شدگی و ناکامی قرار می دهید. آخرین باری را که در عشق شکست خوردید بخاطر بیاورید؟
همانگونه که مشاهده می کنید شما دست نخورده باقیمانده و جان سالم بدر برده اید. پس آنقدر هم طرد شدن وحشتناک نیست.
7. از وابستگی بپرهیزید و سعی کنید آزاد زندگی کنید:
به زندگی عادی خود مشغول بوده و منطقی در پی مجذوب ساختن فرد دلخواه خود باشید. افراد مجردی که تمام توان و انرژی خود را معطوف و مجذوب ساختن شریک زندگی دلخواه خود می گردانند، خود را از داشتن یک شریک خوب و مناسب محروم می سازند. همچنین افراد مجردی که از نداشتن یک رابطه و شریک خوب پیوسته محزون و دلسرد می باشند، در عوض آنکه هر وقت خود را در هدر خیال پردازی هایی آرزوهای خود کنند، بهتر است ابتکار عمل را به دست گرفته و برای خودشان زندگی و موقفیت های شگفت انگیزی خلق کنند و با کمی همت به آرزوهای خود رنگ واقعیت بدهند و مطمئن باشید با نشستن و آرزو کردن تنها، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
8. ریسک کنید اما زیرکانه و آگاهانه
از منزل خارج گردید، با افراد جدید ملاقات کرده و باب صحبت را بگشایید و قرار ملاقات بگذارید ( در چهار چوب معیارهای فرهنگی و اسلامی ). شانس و اقبال خود را با این عمل افزایش دهید. ممکن است طرد شوید اما مطمئن باشید ارزش آن را خواهد داشت. یافتن بک عشق حقیقی امری دشوار و زمان بر است هیچ گاه تا زمان دستیابی به آرزوهای تان از پای ننشینید.
عشق حالات متفاوتی دارد. متداول ترین شیوه عشق ورزی در ایران، پدیده عشق القایی است. این عشق بر پایه فاصله فیزیکی بین دو جنس شکل می گیرد. همانگونه که دو آهنربای غیر همنام به صورت قرار گرفت در فاصله مناسب همدیگر را جذب می کنند، هنگامی که زنی با ابراز علاقه مردی روبه رو می شود، این اثر القایی ابراز مرد است که عشق متقابل را در او شکل می دهد.
در واقع زن فارغ از شخصیت مرد، عاشق عشق ورزی او می شود. زن و مرد هر چه به یکدیگر نزدیک تر باشند، احتمال شکل گیری احساس مشترک در آنها بیشتر است. پس از ایجاد شرایط محیطی و نزدیکی بین زن و مرد، یکی از طرفین به دلایلی چون وضعیت روحی و روانی، نوع بینش، شرایط خانوادگی و میزان آگاهی و تجربه در رابطه با جنس مخالف، آمادگی بیشتری برای شکل گیری احساس مشترک داشته و علاقه قلبی خویش را ابراز می کند، به این ترتیب فرایند القای عشق شکل می گیرد.
چنین عشق هایی عمر کوتاهی دارند و با کاهش تعداد و شدت سیگنال های عاطفی، اثر القایی آن نیز ضعیف می شود تا جایی که کینه و نفرت جای احساس قبلی را می گیرد. به این ترتیب پس از زندگی مشترک و عادی شدن رابطه جنسی، عشق نیز مفهوم خود را از دست می دهد. بسیاری از زوج ها در چنین شرایطی ازدواج می کنند و به عات ریشه دار نبودن عشق، در زندگی مشترک خود به بن بست می رسند. جوانان به دلیل شرایط دوران بلوغ و نیاز به جلب توجه و محبت، اهمیت زیادی به عشق در شروع زندگی مشترک می دهند. دختران به طور فطری تمایل دارند روح و جسم خود را تمام، در یک رابطه عمیق عاطفی به همسر خود اهدا کنند. در روابط عشقی، افراد برای جلب توجه، وعده های زیادی به هم داده و تنها بخشی از شخصیت خود را که طرف مقابل از آن خوشش می آید نشان می دهند. دختر و پسر هر زمان که تمایل داشته باشند با هم ارتباط دارند و مجبور نیستند در هر شرایطی یکدیگر را تحمل کنند ( در حالی که پس از ازدواج چنین نیست ). آنها برای رسیدن به هم نقاط ضعف یکدیگر را نادیده می گیرند و از مشکلات صرف نظر می کنند. (از این رابطه ها باید دوری کرد).
جوانان قبل از ازدواج به هزینه های مادی و روانی تشکیل خانواده فکر نمی کنند و تصورات غلطی از یکدیگر دارند آنها تنها پس از شروع زندگی مشترک در شرایطی که به دلیل وعده های رد و بدل شده توقع زیادی از یکدیگر دارند، با شخصیت واقعی هم روبه رو می شوند. آنها در مواجهه با واقعیت های زندگی تمام وعده های گذشته را فراموش می کنند و دچار سرخوردگی می شوند.
کسانی که عاشقند، برای رسیدن به هم خیلی از مسائل را نادیده می گیرند، اما دیگران ( که بدون تب و تاب عاشقی زندگی می کنند) واقع بین هستند و به علت آنکه عشقی وجود ندارد که آنها را وادار به ازدواج در هر شرایطی کند، تمام مسائل را بررسی کرده و با فرد مناسبی ازدواج می کنند.
روابط عشقی با زندگی مشترک متفاوت است. هر کسی را می توان دوست داشت ولی برای شروع زندگی مشترک باید به واقعیت های زندگی توجه کرد. جوانان امروز استقلال لازم را ندارند و از واقعیت های اجتماعی بی خبرند. آنها قبل از ازدواج تنها خنده ها و لحظات خوش یکدیگر را می بینند و توقع دارند در زندگی مشترک نیز وضعیت اینگونه باشد؛ اما پس از رویارویی با ناملایمات زندگی، توان تحمل یکدیگر را ندارند. عشق پدیده ای لحظه ای و آنی است که بعد از ازدواج، کمرنگ می شود. همه ی زندگی مشترک عشق نیست و علاوه بر آن به فهمی، گذشت و ایثار نیاز دارد. به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را یرای تمرین آن فراهم می کند.
بیشتر جونان ایرانی رویا پردازند و توجهی به واقعیت های اجتماعی ندارند. آنها بدون توجه به وضعیت اجتماع، شرایط اقتصادی و غیره و تنها با الهام از داستان ها و فیلم های عشقی ازدواج می کنند و پس از رویارویی با شرلیط دشوار زندگی و مشکلات اقتصادی، در کنار فروکش کردن عشق دوران نامزدی، از هم جدا می شوند.
شکی نیست که عشق لازمه زندگی است و یکی از زیباترین رنگ های خلق شده توسط پروردگار است، پس با شناخت و درک صحیحی از زندگی از به چالش کشیدن عشق خودداری کنیم.
