تاريخ : شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
ابو نصر محمد بن فارابی معروف به فارابی، (حدود سال 260 هجری، در فاراب، خراسان، ترکمنستان امروزی سال 339 هجری در سن 80 سالگی) از بزرگترین فیلسوفان ایرانی شرقی سده سوم و چهارم هجری است. اهمیت او بیشار به علت شرح هایی است که بر آثار ارسط نگاشته و به سبب همین مشروحات او را معلم ثانی خوانده اند و در مقام بعد از ارسطو قرار داده اند. وی آثاری نظیر «الجمع بین الرایین»،«اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو»،«فصول الحکم» و «احصاءالعلوم» را از خود به یادگار نهاده است.

پدر و مادر فارابی ایرانی تبار بود؛ کشورهایی همچون ترکمنستان و... به دنبال تحریف تاریخ به نفع خود بوده، می خواهند او را از کشورهای خود معرفی کنند. ابن ابی اصیبعه و شهر زوری نوشته اند که ابونصر از نژآد ایرانی بوده است.

 

زندگی

ابونصر محمد بن محمد طرخانی ملقب به فارابی، درحدود سال 257 هجری قمری/ 870 میلادی در دهکده «وسیج» از ناحیه پاراب (فاراب) در فرارود (شهر اُترار کنونی در جنوب قزاقستان) یا پاریاب (فاریاب) خراسان در افغانستان کنونی به دنیا آمد. دهخدا به نقل از بدیع الزمان فروزانفر می نویسد:«اسم پدر او طرخان و نام جدش اوزلوغ است. در شرح زندگی فارابی مطلبی که بر جریان واقعی زندگی دوران طفولیت و جوانی وی باشد در کتاب ها وجود ندارد. ابن ابی اصیبعه دو خبر متناقض درباره او نقل می کند: اول اینکه فارابی در آغاز کار نگهبان باغی در دمشق بود و دوم اینکه، در عنفوان جوانی به قضاوت مشغول بود و چون به معارف دیگر آشنا شد، قضاوت را ترک کرد و با تمام میل به طرف معارف دیگری روی آورد در جوانی برای ادامه تحصیل به بغداد رفت و نزد «متی بن یونس» به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حران سفر کرد و به شاگردی «یوحنا بن حیلان» درآمد.

از آغاز کار،هوش سرشار و علم آموزی وی سبب شد که همه موضوعاتی را ه تدریس می شد، به خوبی فرا گیرد. به زودی نام او به عنوان فیلسوف و دانشمند شهرت یافت و چون به بغداد بازگشت، گروهی از شاگردان، گرد او فراهم آمدند که «یحیی بن عدی» فیلسوف مسیحی یکی از آنان بود.

در سال 330 هجری قمری/ 941 میلادی به دمشق رفت و به «سیف الدوله حمدانی» حاکم حلب پیوست و در زمره علمای دربار او درآمد. فارابی در سال 338 هجری فمری/ 950 میلادی در سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت. عده ای بر این باورند که ابونصر هنگامی که از دمشق به عسقلان می رفت به دزدان برخورد. ابونصر گفت:«هر آنچه از مرکب، سلاح، لباس و مال هست بگیرید و با من کاری نداشته باشید.» آنها نپذیرفتند و قصد کشتن او کردند. ابونصر به ناچار با آنها جنگید و کشته شد. امرای شام از حادثه باخبر شدند. ابونصر را دفن کردند و دزدان را بر سر قبر او دار زدند.

مورخان اسلامی معتقدند که فارابی زهد پیشه و عزلت گزین و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنیوی به حدی بود که با آن که سیف الدوله برایش از بیت المال حقوق بشیار تعیین کرده بود، به چهار درهم در روز قناعت می ورزید.

فارابی در انواع علوم بی همتا بود، چنانکه درباره هر علمی از علوم زمان خویش کتاب نوشت و از کتاب های وی معلوم می شود که در علوم زبان و ریاضیات و کیمیا و هیات و علوم نظامی و موسیقی و طبیعیات و علوم مدنی و منطق دارای مهارت بسیار بوده است.

درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفی تاسیس کرده و میان مسائلی که موجب بحث قرار داده است، وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد. ابن سینا او را استاد خود می شمرد و ابن رشد و دیگر حکمای اسلام و عرب، برایش احتذام بالایی قائل بودند. از جمله سخنی از ابن سینا است که اوج منزلت علمی اورا بیان می کند، کتاب مابعدالطبیعه را مطاله کردم و بعد از چهل مرتبه مطالعه نتوانستم از اغراض مولف آن آگاهی پیدا کنم تا اینکه در بازار به کتابی از ابونصر فارابی برخوردم که شرحی بر کتاب مابعد الطبیعه بود بعد از مطالع آن توانستم مطالب مابعد الطبیعه را دریابم و بسیار مسرور شدم.

در سنت فلسفه اسلامی، فارابی را بعد از ارسط که ملقب به «معلم اول» بود، معلم ثانی لقب داده اند.



اسلایدر