تاريخ : سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
در روایت آمده است که شخصی از افراد لشگر که هیثم نام داشت وقتی از سفر برگشت زنش بعد از شش ماه بچه ای را به دنیا آورد. هیثم وجود این فرزند را از خود انکار کرد و او را نزد عمر آورد و داستان خود را برای عمر بیان کرده و گفت: شش ماه نیست که از سفر برگشته ام اما زنم در این مدت فرزندی به دنیا آورده است که این فرزند نمی تواند از من باشد. عمر دستور داد که زن را سنگسار کنند.
امیالمومنین (ع) پیش از سنگسار کردن زن، عمر را دید و به او فرمود: ای عمر! مواظب باش که این زن زنا نکرده است. خداوند در قرآن می فرماید: «وَ حَملُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهرا» مدت حمل تا از شیر گرفتنش سی ماه است. و نیز می فرماید «وَ الوالِداتُ یُرضِعنَ اَولادَهُنَّ حَولَینِ کامِلَین»؛ مادرانی که می خواهند شیر دادن به فرزندان خود را کامل کنند، دو سال تمام شیرشان بدهند.
پس هرگاه زنان اصفال را مدت دو سال که بیست و چهار ماه بوده باشد، شیربدهند برای مدت حمل بیش از شش ماه زمان باقی نمی ماند. در این هنگام عمر زن را آزاد کرده و آن طفل را از پدرش دانست و گفت: «لولا علی لهلک عمر».
