تاريخ : پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
از امام جعفر صادق (ع) روایت شده که فرمودند: در زمان خلافت عمر مردی دست زنی را گرفته و نزد عمر آورد و گفت: من مردی سیاه چهره هستم و زن من نیز سیاه چهره است اما زنم فرزند سفید به دنیا آورده است، این فرزند از آن من نیست.

عمر رو به اصحاب کرد و گفت: شما در این باره چه می گویید؟

اصحاب گفتند: این زن را باید سنگسار کنی؛ چون زن و مرد هر دو سیاه هستند نمی شود که فرزند آن ها سفید باشد.

عمر دستور داد که زن را ببرند و سنگسارش کنند؛ در این حال امیرالمومنین (ع) رسید و قضیه را پرسید. وقتی جریان را به عرض مبارک آن حضرت رساندند، حضرت رو به شوهر آن زن کرد و فرمود: آیا زن خود را متهم به زنا می دانی؟

مرد گفت: نه.

حضرت (ع) فرمود: در حال حیض با او نزدیکی کرده ای؟

مرد گفت: در شبی از شب ها خواستم با او نزدیکی کنم، گفت: من حائض هستم، من با خود گفتم چون هوا سرد است و غسل کردن برای او سخت و دشوار این عذر را می آورد، برای همین حرفش را قبول نکرده و با او نزدیکی کردم.

حضرت علی (ع) به آن زن گفت: آیا شوهرت در حال حیض با تو نزدیکی کرده است؟ عرض کدر: بله! من او را از خود دور کردم ولی قبول نکرد.

حضرت (ع) فرمود: به دنبال کار خود بروید که فرزند از خود شماست، در حال سکونت خون بر نطفه غالب شده است که اگر حرکت کرده بود، فرزند شما سیاه می شد.



اسلایدر