درباره مجرد یا جسمانی بودن جنّ، و به طور کلی ماهیت جنّ، میان متکلمان و فیلسوفان اختلاف است: گروهی جنّ را جسم ندانسته و آن را موجودی مجرّد میدانند و مجرّد بودن آنها را مانع علم آنها به اخبار و قدرت آنها بر انجام دادن کارهای خارق العاده تلقی نمیکنند و گروهی دیگر جنّ را جسم میدانند، اما با هم اختلاف نظر دارند. عدهای از آنان، جنّ را جسم لطیف یا عِلوی و عدهای دیگر، آن را جسم کثیف یا سِفلی به شمار آوردهاند. از عبارات فیلسوفان و متکلمان برمیآید که گروه اول، میان جنّ و ملک و شیطان تفاوت جوهری قائل نیستند و هر سه را از حیث جوهر یکی میدانند؛ با این بیان که اگر پاک و نورانی و نیک خواه باشند، ملائکهاند و همانهایند که «صالحان جنّ» نامیده میشوند و اگر ناپاک و تیره و شرور باشند، شیاطیناند.
ابن سینا در تعریف جنّ گفته که جنّ حیوانی از جنس هوا، ناطق و دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در میآید. میرداماد جنّیان را موجوداتی مجرد، نه جسمانی دانسته، اما لاهیجی آنها را اجسامی لطیف و دارای حیات عَرَضی، که قادرند به اشکال گوناگون درآیند، دانسته است. دَمیری جنّ را جسم هوایی، که عقل و فهم دارد و قادر است کارهای سخت انجام دهد، شناسانده است.
