تاريخ : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
یکی از فضیلت های بزرگ حضرت علی (ع) ازدواج آن حضرت با فاطمه زهرا (س) است که رسول خدا (ص) در این باره فرمود:«فضایلی علی دارد که آنها را من ندارم؛ یکی این است که علی، پدر زنی همچون من دارد که من آن را ندارم و دیگری این است که علی، همسری همچون فاطمه دارد که من آن را ندارم».
حضرت امام حسین (ع) فرمود: رسول خدا (ص) در اتاق ام سلمه بود که فرشته ای بر او وارد شد که بیست سر داشت و در هر سری هزار زبان، که هر کدام خدا را به لغتی جداگانه تسبیح می کرد و کف دستش از هفت آسمان و زمین گسترده تر بود. پیامبر (ص) فکر کرد که وی جبرئیل است و فرمود: ای جبرئیل! هرگز با این صورت نزد من نیامده بودی؟
گفت: من جبرئیل نیستم؛ من صرصائیل ام؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاد که دو نور را به هم تزویج کنی.
پیامبر (ص) فرمود: که را با که؟
گفت: دخترت فاطمه را با علی.
پیامبر(ص) در حضورمیکائیل و جبرئیل و صرصائیل، فاطمه را به همسری علی در آورد. در این زمان پیامبر (ص) به پشت شانه صرصائیل نگاه کرد، دید بر آن نوشته شده است:« لا اله الّا الله، محمد رسول الله، علیُّ مقیم الحجة؛ علی بر پا دارنده حجت خداست».
پیامبر(ص) فرمود: ای صرصائیل! چند وقت است که این مطلب بر پشت شانه تو نوشته شده است؟
گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند دنیا را بیافریند.
در حدیثی چنین آمده است: خدای متعال به جبرئیل وحی فرمود که از منبر کرامت بالا رود؛ وی از منبر بالا رفته؛ روی منبر قرارا گرفته؛ خطبه ای خواند و گفت: سپاس خداوندب را که ارواح را آفرید؛ سپیده صبح را شکافت و روی عرشش پنج صورت را نقش بست. او زنده کننده مردگان، گرد آوردنده پراکنده ها، بیرون آورنده گیاهان، نازل کننده برکت ها، هستی بخش مردمان و پدید آورنده ابرهاست. صداها بر او اشتباه و لغت ها بر او پوشیده نیست و خواب و فراموشی او را فرا نگیرد. شهادت می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده او و علی بن ابی طالب (ع) جانشین پیامبرش است. شما ای فرشتگان مقرب و ملائکه رکوع کننده و فرشتگان تسبیح کننده و تمام ساکنان آسمان ها و زمین! گواه باشید که من بانوی زنان جهانیان، دختر محمد امین (ص) فاطمه زهرا (س) را با علی بن ابی طالب(ع) سرور وصیین تزویج کردم. آگاه باشید که به فرمان پروردگار جهانیان، خمس دنیا از زمین و آسمانش، خشکی و دریایش، کوه ها و دشت هایش به او تعلق دارد و خدای متعال وحی فرمود که من ولی و وصی ام،علی بن ابی طالب را با بانوی زنان جهانیان، فاطمه زهرا تزویج کردم؛صلی الله علیه و علیهم اجمعین.
جابر بن عبدالله می گوید: هنگامی که رسول خدا (ص) تصمیم گرفت فاطمه (س) را به همسری علی (ع) درآورد به او فرمود: ای ابوالحسن! برو به مسجد، من نیز به دنبال تو خواهم آمد و در حضور مردم او را به عقد تو در می آورم و از برتری و شخصیت تو به اندازه ای خواهم گفت که چشم هایت روشن شود.
علی (ع) فرمود: من از نزد آن حضرت در حالی که دلم سرشار ازشادی و خوشی بود به مسجد رفتم؛ در راه دوتن به من رسیده و گفتند چه خبر شده است؟
گفتم: رسول خدا(ص) با ازدواج من و فاطمه موافقت فرمود و به من خبر داد کهخ دای متعال این ازدواج را انجام داده است. اکنون رسول خدا (ص) به دنبال من وارد مسجد خواهد شد تا این مطلب را در حضور مردم به همه ابلاغ کند. آن دو اظهارخشنودی کرده و با من به مسجد آمدند. به خدا سوگند! طولی نکشید که رسول خدا (ص) در حال که چهره اش از شادی و خوشحالی می درخشید، از راه رسید و فرمود: بلال کجاست؟
بلال گفت: بله، یا رسول الله (ص).
فرومد: مقداد کجاست؟ او نیز پاسخ داد.
فرمود: سلمان کجاست؟ سلمان نیز پاسخ داد.
هنگامی که همگی رو به روی حضرت حاضر شدند، فرمود: بروید اطراف شهر مدینه و مهاجرین، انصار و دیگر مسلمان ها را جمع کنید.
آنان به فرمان رسول خدا (ص) به راه افتادند. حضرت بر پله بالای منبر رفت، هنگامی که مسجد از جمعیت پر شر از جای خود حرکت کرده و سر پا ایستاد و بعد از حمد و ثنای الهی خطبه را خواند:
سپاس خداوندی را که آسمان را برافراشته و بنا نهاده، زمین را گسترش داده و با کوه ها استوار و پا برجایش ساخته؛ خدایی که از نگارش واژه های گویندگان برتر است؛ بهشت را پاداش پرهیزکاران، آتش را کیفر ستمگران،مرا رحمت برای جهانیان و انتقام گیرنده از کافران قرار داده است. ای بندگان خدا! شما در خانه آرزو بین مرگ و زندگی، تندرستی و بیماری قرار گرفته اید، خانه ناپایداری که حالاتش دگرگون و ابزاری برای کوچ کردن قرار داده شده است. خداوند انسانی را بیامرزد که از آرزویش کاسته، در کارش کوشا و زیادی اموالش را انفاق و آنچه را که از غذایش زیاد می آید، برای روز تهی دستی اش ذخیره می کند. روزی که مردگان به پا خیزد،صداها لرزان، فرزندان و مادران یکدیگر را نشناسند و مردم در حال مستی بینی در حالی که مست نیستند؛ همتن روزی که خداوند کیفر راستین شان را به آنها خواهد داد و خواهند دانست دانست که خداوند همان حق آشکار است؛ روزی که انسان ها هر گونه خیری یا شری را انجام داده اند، خواهند دید و آرزو می کنند که ای کاش بین آنها و کارهای بدشان فاصله بسیاری بود. هر کس هر اندازه کار نیک انجام دهد، پاداش آن را خواهد دید و هر کس به وزن یک ذره شری مرتکب شده باشد، شاهد آن خواهد بود؛ روزی که در آن نسبت ها تباه و وسیله ها بریده و کیفر بازرسی بر جنایتکاران سخت گرفته شده و به عذاب و ناراحتی گرفتار می شوند. آن کس که از دوزخ به دور باشد و وارد بهشت شود، رستگار شده. زندگی دنیا چیزی جز سرمایه فریب نیست. ای مردم! همانا پیامبران حجت های خداوند در زمینش بوده و گویندگان کتاب خدا و عمل کنندگان به وحی او هستند. خداوند به من دستور فرموده که دختر گرامی ام، فاطمه را به برادر و پسر عمو و نزدیک ترین مردم به خود، یعنی علی بن ابی طالب تزویج کنم؛ خدای متعال آن دو را در آسمان به عقد یکدیگر درآورده و ملائکه را گواه و شاهد گرفته و به من دستور فرموده که آنها را در زمین تزویج کنم و شما را بر این مطلب گواه گیرم.
بعد نشسته و فرمود: ای علی! از جا برخیز و برای خود خطبه ای بخوان.
علی(ع) عرض کرد: یا رسول الله (ص)! من در حضور شما خطبه بخوانم؟
فرمود: آری، خطبه بخوان. جبرئیل این چنین به من چنین دستور داده که به تو دستور دهم تو برای خودت خطبه بخوانی و اگر در بهشت داود خطبه نخوانده، تو باید خطیب آنجا باشی. بعد فرمود: ای مردم! به گفتار پیامبران گوش فرا دهید؛ همانا خداوند چهارهزار پیامبر مبعوث فرموده و هر پیامبری جانشینی دارد، من بهترین پیامبران و جانشین من بهترین جانشینان است. بعد حضرت از ادامه صحبت خود داری و امیرالمومنین(ع) شروع به خواندن خطبه کرد:
سپاس خداوندی را که بر سر آغاز علمش گویندگان را الهام داده؛ بر دل های پرهیزگاران فروغ عظمتش را تابیده؛ با دلایل احکامش راه پویندگان را روشن ساخته و به وجود پسر عمویم، حضرت مصطفی (ص) جهانیان را فَر و شکوه بخشید تا دعوتش بر خواسته های بی دینان برتری یافته، پیامش بر درون یاوه خواهان چیره شده و او را خاتم پیامبران و سرور رسولان قرار داده است. آن حضرت پیام پروردگارش را ابلاغ فرمود؛ دستور او را انجام داد و آیاتش از سوی خداوند جهانیان روشن شد. بنا بر این سپاس خداوندی را که بندگانش را به قدرتش آفرید و به دینش عزت بخشید و پیامبرش را گرامی داشته، رحمت داده، ارج گذارده، احترام کرده و تعظیم فرموده است. سپاس خداوند را بر نعمت هایش؛ و گواهی می دهم که جز«الله» خدایی نیست؛ آن گونه شهادت و گواهی ای که مورد رضایت و پسند او باشد و درود می فرستم بر پیامبرش، محمد (ص) درودی که او را نزدیک کند و بهرور سازد. و بعد همانا نکاح از جمله چیزهایی است که خداوند امر کرده و بدون اجازه فرمود. مجلس امروز ما از جمله محافلی است که خداوند امر فرمود و بر پایی آن را خواسته و این حضرت محمد بن عبدالله، رسول خدا (ص) است که دخترش فاطمه را به عقد زناشویی من درآورده به صداق چهارده درهم و دینار و من نیز این ازواج خوشحالم. از آن حضرت پرسیده و گواهی دهید؛ مسلمانان همگی گفتند: ای رسول خدا(ص) آیا او را به عقد علی در آوردی؟
حضرت فرمود: آری.
آنان گفتند: خدا برای آن دو مبارک کند و امورشان را به سامان برساند.
تمام دارایی حضرت علی (ص) جز یک شمشیر و زره جنگی چیز دیگری نبود، که زره را فروخته و پولش را به محضر پیامبر آورد. حضرت فرمود (ص) قبل از اینکه پول را بشمارد، مشتی را به بلال داد تا برای فاطمه(س) عطر و گلاب بخرد و مشتی را نیز به عمار و ابوبکر داد تا از بازار برای عروس و داماد لوازم منزل بخرند. وسایل زیر برای حضرت زهرا (س) از بازار خریداری و به محضر پیامبر آورده شد و به عنوان جهیزیه آن بانوی نمونه اسلام قرار گرفت:
1. پیراهنی به ارزش هفت درهم.
2. روسری به ارزش چهاردرهم.
3. قطیفه مشکی خیبری که تمام بدن را نمی پوشاند.
4. تخت خواب با روتختی.
5. دو تشک از پارچه مصری که محتوای یکی از آن دو لیف خرما و دیگری از پشم گوسفند بود.
6. چهار بالش از پشم طائف که محتوایی از گیاهی به نام اَخذَر داشت.
7. پرده ای از پشم.
8. حصیری هجری.
9. آسیای دستی.
10. سطل چرمی.
11. ظرف مسی برای درست کردن حنا.
12. کاسه چوبی برای شیر.
13. ظرف پوستی برای آب.
14. یک آفتابه گلی لعابی شده.
15. یک سبوی گلی سبز رنگ.
16. دو عدد کوزه سفالی.
17. فرشی از پوست.
18. چادر قطوانی (قطوانی منسوب به قطوان که از دهات اطراف کوفه است)
19. یک ظرف مسی.
20. دو بازو بند نقره ای.
وقتی چشم به آنها افتاد، فرمود: خداوند!زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها سفال است، مبارک گردان.
ابورافع غلام پیامبر، خزانه دار حضرت علی(ع) بود. روزی علی(ع) وارد خانه شد، دید دخترش زینت بر خود بسته و مرواریدی بر خود آویخته است؛ آن مروارید را شناخت که در بیت المال دیده بود. پرسید: او از کجا این گوهر را به دست آورده؟ من دست او را خواهم برید.
وقتی ابورافع تصمیم علی (ع) را دید دانست که چنین خواهد کرد، گفت من به خدا ای امیرالمومنین! آن را به او دادم تا زینت خودش قرار بدهد.
علی (ع) فرمود: من وقتی با فاطمه ازدواج کردم. جز یک پوست میش بستری نداشتم که شب بر آن می خوابیدم و روز علف چهارپایان را بر آن می گذاشتیم. من پرستار هم غیر از او نداشتم.
حضرت امام حسین (ع) فرمود: رسول خدا (ص) در اتاق ام سلمه بود که فرشته ای بر او وارد شد که بیست سر داشت و در هر سری هزار زبان، که هر کدام خدا را به لغتی جداگانه تسبیح می کرد و کف دستش از هفت آسمان و زمین گسترده تر بود. پیامبر (ص) فکر کرد که وی جبرئیل است و فرمود: ای جبرئیل! هرگز با این صورت نزد من نیامده بودی؟
گفت: من جبرئیل نیستم؛ من صرصائیل ام؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاد که دو نور را به هم تزویج کنی.
پیامبر (ص) فرمود: که را با که؟
گفت: دخترت فاطمه را با علی.
پیامبر(ص) در حضورمیکائیل و جبرئیل و صرصائیل، فاطمه را به همسری علی در آورد. در این زمان پیامبر (ص) به پشت شانه صرصائیل نگاه کرد، دید بر آن نوشته شده است:« لا اله الّا الله، محمد رسول الله، علیُّ مقیم الحجة؛ علی بر پا دارنده حجت خداست».
پیامبر(ص) فرمود: ای صرصائیل! چند وقت است که این مطلب بر پشت شانه تو نوشته شده است؟
گفت: دوازده هزار سال پیش از آنکه خداوند دنیا را بیافریند.
در حدیثی چنین آمده است: خدای متعال به جبرئیل وحی فرمود که از منبر کرامت بالا رود؛ وی از منبر بالا رفته؛ روی منبر قرارا گرفته؛ خطبه ای خواند و گفت: سپاس خداوندب را که ارواح را آفرید؛ سپیده صبح را شکافت و روی عرشش پنج صورت را نقش بست. او زنده کننده مردگان، گرد آوردنده پراکنده ها، بیرون آورنده گیاهان، نازل کننده برکت ها، هستی بخش مردمان و پدید آورنده ابرهاست. صداها بر او اشتباه و لغت ها بر او پوشیده نیست و خواب و فراموشی او را فرا نگیرد. شهادت می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده او و علی بن ابی طالب (ع) جانشین پیامبرش است. شما ای فرشتگان مقرب و ملائکه رکوع کننده و فرشتگان تسبیح کننده و تمام ساکنان آسمان ها و زمین! گواه باشید که من بانوی زنان جهانیان، دختر محمد امین (ص) فاطمه زهرا (س) را با علی بن ابی طالب(ع) سرور وصیین تزویج کردم. آگاه باشید که به فرمان پروردگار جهانیان، خمس دنیا از زمین و آسمانش، خشکی و دریایش، کوه ها و دشت هایش به او تعلق دارد و خدای متعال وحی فرمود که من ولی و وصی ام،علی بن ابی طالب را با بانوی زنان جهانیان، فاطمه زهرا تزویج کردم؛صلی الله علیه و علیهم اجمعین.
جابر بن عبدالله می گوید: هنگامی که رسول خدا (ص) تصمیم گرفت فاطمه (س) را به همسری علی (ع) درآورد به او فرمود: ای ابوالحسن! برو به مسجد، من نیز به دنبال تو خواهم آمد و در حضور مردم او را به عقد تو در می آورم و از برتری و شخصیت تو به اندازه ای خواهم گفت که چشم هایت روشن شود.
علی (ع) فرمود: من از نزد آن حضرت در حالی که دلم سرشار ازشادی و خوشی بود به مسجد رفتم؛ در راه دوتن به من رسیده و گفتند چه خبر شده است؟
گفتم: رسول خدا(ص) با ازدواج من و فاطمه موافقت فرمود و به من خبر داد کهخ دای متعال این ازدواج را انجام داده است. اکنون رسول خدا (ص) به دنبال من وارد مسجد خواهد شد تا این مطلب را در حضور مردم به همه ابلاغ کند. آن دو اظهارخشنودی کرده و با من به مسجد آمدند. به خدا سوگند! طولی نکشید که رسول خدا (ص) در حال که چهره اش از شادی و خوشحالی می درخشید، از راه رسید و فرمود: بلال کجاست؟
بلال گفت: بله، یا رسول الله (ص).
فرومد: مقداد کجاست؟ او نیز پاسخ داد.
فرمود: سلمان کجاست؟ سلمان نیز پاسخ داد.
هنگامی که همگی رو به روی حضرت حاضر شدند، فرمود: بروید اطراف شهر مدینه و مهاجرین، انصار و دیگر مسلمان ها را جمع کنید.
آنان به فرمان رسول خدا (ص) به راه افتادند. حضرت بر پله بالای منبر رفت، هنگامی که مسجد از جمعیت پر شر از جای خود حرکت کرده و سر پا ایستاد و بعد از حمد و ثنای الهی خطبه را خواند:
سپاس خداوندی را که آسمان را برافراشته و بنا نهاده، زمین را گسترش داده و با کوه ها استوار و پا برجایش ساخته؛ خدایی که از نگارش واژه های گویندگان برتر است؛ بهشت را پاداش پرهیزکاران، آتش را کیفر ستمگران،مرا رحمت برای جهانیان و انتقام گیرنده از کافران قرار داده است. ای بندگان خدا! شما در خانه آرزو بین مرگ و زندگی، تندرستی و بیماری قرار گرفته اید، خانه ناپایداری که حالاتش دگرگون و ابزاری برای کوچ کردن قرار داده شده است. خداوند انسانی را بیامرزد که از آرزویش کاسته، در کارش کوشا و زیادی اموالش را انفاق و آنچه را که از غذایش زیاد می آید، برای روز تهی دستی اش ذخیره می کند. روزی که مردگان به پا خیزد،صداها لرزان، فرزندان و مادران یکدیگر را نشناسند و مردم در حال مستی بینی در حالی که مست نیستند؛ همتن روزی که خداوند کیفر راستین شان را به آنها خواهد داد و خواهند دانست دانست که خداوند همان حق آشکار است؛ روزی که انسان ها هر گونه خیری یا شری را انجام داده اند، خواهند دید و آرزو می کنند که ای کاش بین آنها و کارهای بدشان فاصله بسیاری بود. هر کس هر اندازه کار نیک انجام دهد، پاداش آن را خواهد دید و هر کس به وزن یک ذره شری مرتکب شده باشد، شاهد آن خواهد بود؛ روزی که در آن نسبت ها تباه و وسیله ها بریده و کیفر بازرسی بر جنایتکاران سخت گرفته شده و به عذاب و ناراحتی گرفتار می شوند. آن کس که از دوزخ به دور باشد و وارد بهشت شود، رستگار شده. زندگی دنیا چیزی جز سرمایه فریب نیست. ای مردم! همانا پیامبران حجت های خداوند در زمینش بوده و گویندگان کتاب خدا و عمل کنندگان به وحی او هستند. خداوند به من دستور فرموده که دختر گرامی ام، فاطمه را به برادر و پسر عمو و نزدیک ترین مردم به خود، یعنی علی بن ابی طالب تزویج کنم؛ خدای متعال آن دو را در آسمان به عقد یکدیگر درآورده و ملائکه را گواه و شاهد گرفته و به من دستور فرموده که آنها را در زمین تزویج کنم و شما را بر این مطلب گواه گیرم.
بعد نشسته و فرمود: ای علی! از جا برخیز و برای خود خطبه ای بخوان.
علی(ع) عرض کرد: یا رسول الله (ص)! من در حضور شما خطبه بخوانم؟
فرمود: آری، خطبه بخوان. جبرئیل این چنین به من چنین دستور داده که به تو دستور دهم تو برای خودت خطبه بخوانی و اگر در بهشت داود خطبه نخوانده، تو باید خطیب آنجا باشی. بعد فرمود: ای مردم! به گفتار پیامبران گوش فرا دهید؛ همانا خداوند چهارهزار پیامبر مبعوث فرموده و هر پیامبری جانشینی دارد، من بهترین پیامبران و جانشین من بهترین جانشینان است. بعد حضرت از ادامه صحبت خود داری و امیرالمومنین(ع) شروع به خواندن خطبه کرد:
سپاس خداوندی را که بر سر آغاز علمش گویندگان را الهام داده؛ بر دل های پرهیزگاران فروغ عظمتش را تابیده؛ با دلایل احکامش راه پویندگان را روشن ساخته و به وجود پسر عمویم، حضرت مصطفی (ص) جهانیان را فَر و شکوه بخشید تا دعوتش بر خواسته های بی دینان برتری یافته، پیامش بر درون یاوه خواهان چیره شده و او را خاتم پیامبران و سرور رسولان قرار داده است. آن حضرت پیام پروردگارش را ابلاغ فرمود؛ دستور او را انجام داد و آیاتش از سوی خداوند جهانیان روشن شد. بنا بر این سپاس خداوندی را که بندگانش را به قدرتش آفرید و به دینش عزت بخشید و پیامبرش را گرامی داشته، رحمت داده، ارج گذارده، احترام کرده و تعظیم فرموده است. سپاس خداوند را بر نعمت هایش؛ و گواهی می دهم که جز«الله» خدایی نیست؛ آن گونه شهادت و گواهی ای که مورد رضایت و پسند او باشد و درود می فرستم بر پیامبرش، محمد (ص) درودی که او را نزدیک کند و بهرور سازد. و بعد همانا نکاح از جمله چیزهایی است که خداوند امر کرده و بدون اجازه فرمود. مجلس امروز ما از جمله محافلی است که خداوند امر فرمود و بر پایی آن را خواسته و این حضرت محمد بن عبدالله، رسول خدا (ص) است که دخترش فاطمه را به عقد زناشویی من درآورده به صداق چهارده درهم و دینار و من نیز این ازواج خوشحالم. از آن حضرت پرسیده و گواهی دهید؛ مسلمانان همگی گفتند: ای رسول خدا(ص) آیا او را به عقد علی در آوردی؟
حضرت فرمود: آری.
آنان گفتند: خدا برای آن دو مبارک کند و امورشان را به سامان برساند.
تمام دارایی حضرت علی (ص) جز یک شمشیر و زره جنگی چیز دیگری نبود، که زره را فروخته و پولش را به محضر پیامبر آورد. حضرت فرمود (ص) قبل از اینکه پول را بشمارد، مشتی را به بلال داد تا برای فاطمه(س) عطر و گلاب بخرد و مشتی را نیز به عمار و ابوبکر داد تا از بازار برای عروس و داماد لوازم منزل بخرند. وسایل زیر برای حضرت زهرا (س) از بازار خریداری و به محضر پیامبر آورده شد و به عنوان جهیزیه آن بانوی نمونه اسلام قرار گرفت:
1. پیراهنی به ارزش هفت درهم.
2. روسری به ارزش چهاردرهم.
3. قطیفه مشکی خیبری که تمام بدن را نمی پوشاند.
4. تخت خواب با روتختی.
5. دو تشک از پارچه مصری که محتوای یکی از آن دو لیف خرما و دیگری از پشم گوسفند بود.
6. چهار بالش از پشم طائف که محتوایی از گیاهی به نام اَخذَر داشت.
7. پرده ای از پشم.
8. حصیری هجری.
9. آسیای دستی.
10. سطل چرمی.
11. ظرف مسی برای درست کردن حنا.
12. کاسه چوبی برای شیر.
13. ظرف پوستی برای آب.
14. یک آفتابه گلی لعابی شده.
15. یک سبوی گلی سبز رنگ.
16. دو عدد کوزه سفالی.
17. فرشی از پوست.
18. چادر قطوانی (قطوانی منسوب به قطوان که از دهات اطراف کوفه است)
19. یک ظرف مسی.
20. دو بازو بند نقره ای.
وقتی چشم به آنها افتاد، فرمود: خداوند!زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها سفال است، مبارک گردان.
ابورافع غلام پیامبر، خزانه دار حضرت علی(ع) بود. روزی علی(ع) وارد خانه شد، دید دخترش زینت بر خود بسته و مرواریدی بر خود آویخته است؛ آن مروارید را شناخت که در بیت المال دیده بود. پرسید: او از کجا این گوهر را به دست آورده؟ من دست او را خواهم برید.
وقتی ابورافع تصمیم علی (ع) را دید دانست که چنین خواهد کرد، گفت من به خدا ای امیرالمومنین! آن را به او دادم تا زینت خودش قرار بدهد.
علی (ع) فرمود: من وقتی با فاطمه ازدواج کردم. جز یک پوست میش بستری نداشتم که شب بر آن می خوابیدم و روز علف چهارپایان را بر آن می گذاشتیم. من پرستار هم غیر از او نداشتم.
