تاريخ : یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ | نویسنده : سید هادی
جز سرزمین های روم و هند در هیچ جای دیگر جهان به اندازه مصر خدایان متعدد وجود نداشت. فرد مصری می گفت که آغاز آفرینش از آسمان شروع شده و آسمان و رود نیل پیوسته بزرگترین رب النوع او بشمار میرفت. ماه یکی از خدایان و شاید کهنه ترین خدایی بود که در مصرمورد پرستش بود ولی در مراسم دینی رسمی خورشید عنوان بزرگترین خدا را داشت.
خورشید را گاهی به نام خدای برین «رع» می پرستیده اند و آن را پدر درخشنده ای می دانستند که مادر زمین را با شعاعهای نافذ نور و حرارت خویش باردار ساخته است.
مصریان قدیم بز نر و گاو نر را به شکل خاصی تقدیس می کردند و آنها را رمز و نماینده نیروی جنسی خلاث می دانستند. در پایان کار خدایان رنگ آدمی پیدا کردند؛ اگر صحیح تر گفته شود، انسان ها به شکل خدایان درآمدند. این خدایان مانند خدایان یونای چیزی جز مردان و زنان برجسته ای نبودند که اندام درشت پهلوانی داشتند ولی همه ی آنها با استخوان و گوشت و خون آفریده شده بودند، گرسنه می شدند و خوراک میخوردند و تشنه می شدند و آب می نوشیدند، عشق می ورزیدند و زناشویی می کردند، دچار خشم و غصب می شدند و می کشتند و در آخر کار به سالخوردگی می رسیدند و از جان می رفتند.
این نوع خدایان یعنی رع، آمون و اوزیریس بزرگترین رب النوع های مصری بودند. با گذشت زمان رع و آمون و خدای دیگری به نام پتاح در هم آمیخته شد و به صورت سه مظهر یا تجلی خدای یگانه ای در آمد که هر سه را فرا می گرفت.
مصریان را عقیده بر آن بود که اوزیریس نیل دوباره زنده می شود و هکه گیاهان پس از مرگ زندگی را از سر می گیرند. انسان نیز می تواند بعد از مردن دوباره به زندگی باز گردد. این که جسد مردگان در خاک خشک مدتهای دراز صحیح و سالم می ماند از عواملی است که عقیده خلود را هزاران سال در مصر باقی نگاه داشته است.روایت دیگر مربوط به مصر باستان است که وقتی ملکه یا پادشاهی از دنیا می رفته نرده بانی برایش قرار داده می شده تا روحشی به بهشت برود و معتقد بودند اگر کسی از زیر نردبان رد بشود آن روح در زیر زمین اسیر می شود و نمی تواند به آسمان برود.
دیگر اینکه قبل از اختراع چوبه دارمجرمان را از نردبان آویزان می کردند و معتقد بودند که روح آن ها زیر نردبان باقی می ماند و همچنین اعتقاد داشتند وقتی یک فرعون می میرد، پرنده ای که همانا روح اوست از دهان او خارج می شود.
خورشید را گاهی به نام خدای برین «رع» می پرستیده اند و آن را پدر درخشنده ای می دانستند که مادر زمین را با شعاعهای نافذ نور و حرارت خویش باردار ساخته است.
مصریان قدیم بز نر و گاو نر را به شکل خاصی تقدیس می کردند و آنها را رمز و نماینده نیروی جنسی خلاث می دانستند. در پایان کار خدایان رنگ آدمی پیدا کردند؛ اگر صحیح تر گفته شود، انسان ها به شکل خدایان درآمدند. این خدایان مانند خدایان یونای چیزی جز مردان و زنان برجسته ای نبودند که اندام درشت پهلوانی داشتند ولی همه ی آنها با استخوان و گوشت و خون آفریده شده بودند، گرسنه می شدند و خوراک میخوردند و تشنه می شدند و آب می نوشیدند، عشق می ورزیدند و زناشویی می کردند، دچار خشم و غصب می شدند و می کشتند و در آخر کار به سالخوردگی می رسیدند و از جان می رفتند.
این نوع خدایان یعنی رع، آمون و اوزیریس بزرگترین رب النوع های مصری بودند. با گذشت زمان رع و آمون و خدای دیگری به نام پتاح در هم آمیخته شد و به صورت سه مظهر یا تجلی خدای یگانه ای در آمد که هر سه را فرا می گرفت.
مصریان را عقیده بر آن بود که اوزیریس نیل دوباره زنده می شود و هکه گیاهان پس از مرگ زندگی را از سر می گیرند. انسان نیز می تواند بعد از مردن دوباره به زندگی باز گردد. این که جسد مردگان در خاک خشک مدتهای دراز صحیح و سالم می ماند از عواملی است که عقیده خلود را هزاران سال در مصر باقی نگاه داشته است.روایت دیگر مربوط به مصر باستان است که وقتی ملکه یا پادشاهی از دنیا می رفته نرده بانی برایش قرار داده می شده تا روحشی به بهشت برود و معتقد بودند اگر کسی از زیر نردبان رد بشود آن روح در زیر زمین اسیر می شود و نمی تواند به آسمان برود.
دیگر اینکه قبل از اختراع چوبه دارمجرمان را از نردبان آویزان می کردند و معتقد بودند که روح آن ها زیر نردبان باقی می ماند و همچنین اعتقاد داشتند وقتی یک فرعون می میرد، پرنده ای که همانا روح اوست از دهان او خارج می شود.
